فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
136
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
به تالار ارتباط مىيابند . اين درها چنان در يك خط مقابل يكديگر قرار گرفتهاند كه از هريك از آنها مىتوانستيم جادهاى را كه از آن وارد شده بوديم و در عينحال خيابان مشجر داخل باغ را مشاهده كنيم . از مركز تالار نيز از هركدام از دو در وسط نه تنها جاده و خيابان مشجر بلكه انتهاى جاده و دروازهء شهر نيز پيداست ، همانطور كه در ورودى حرمسرائى كه در وسط باغ است نيز ديده مىشود . اين باغ را به حق مىتوان جنگلى انبوه نام داد انباشته از هرگونه درختان ميوه و ديگر درختان پر شاخوبرگ كه در صفوف منظم كاشته شده و خيابانهاى مشجر بزرگ و كوچكى را بوجود آوردهاند با زمينى صاف و هموار كه با شكلهاى چليپائى و مربع تنظيم و كرتبندى شده است . مهمترين خيابان اين باغ بزرگ همان خيابان محصور در سروها و چنارهاست كه پيشتر از آن سخن گفتهايم . اين خيابان نهصد پا درازا و سى پا پهنا دارد و چنان راست و صاف است كه از جلو در « سرا » مىتوان دو در عمارت و جادهء ورودى و حتى دروازهء آهن را كه فاصلهء اولين و آخرين آنها يك فرسنگ ايتاليائى است مشاهده كرد . اين خيابان همانطور كه گفتهايم از دو طرف با سروهاى تنومند آراسته شده است . اين سروها بسيار انبوه و ستبرند چنان كه كلفتى برخى از آنها بيش از طول دستهاى پيوستهء سه مرد است و چنان مرتفع و راست قامتند كه به مسله « 109 » يا ميلهاى بسيار بزرگ قديمى شباهت دارند . با اينكه كف خيابانها بسيار هموار است در دو طرف هر خيابان مجاور درختها راههاى باريكى ساختهاند كه يك پا از كف خيابان بلندتر و پنج شش پا عرض آنهاست . بطوريكه دو مرد مىتوانند شانه به شانه در آنها راه بروند و بدين وسيله قسمت وسط خيابان كه معبر نيست همواره سبز و پر از گياهان ريزى شبيه شبدر است و هرروز گروهى مرد و زن روى اين سبزهها مىنشينند و به تفريح و گپزدن مىپردازند . به همينجهت باغبانها كه مراقبت از كشتوكار باغ را برعهده دارند در نظافت و آبيارى
--> ( 109 ) obelisque